الفيض الكاشاني
10
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
گزينش مقرّبان و طريقهء پدر ما آدم است كه درود خداوند بر او و ديگر پيامبران باد . چقدر سزاوار است كه فرزندان به پدران و نياكان خويش اقتدا كنند ! اگر آدمى به گناه آلايد و مرتكب خلاف شود شگفتى ندارد ، چه اين مقتضاى طبع اوست ، و آن كه به پدر خود ماند گناهى نكرده است . ليكن اگر پدر شكستگى را جبران و ويرانى را عمران كند بر فرزندان است كه در هر دو طرف نفى و اثبات و وجود و عدم به پدر شباهت جويند از او پيروى كنند . آدم ابو البشر از عمل گذشتهء خود پشيمان شد ، و دندان هر چه را پشيمانى آور است كشيد ؛ از اين رو هر كس او را فقط در گناه پيشواى خود قرار دهد ، بى آن كه در توبه از او پيروى كند دچار لغزش شده است . بلكه خود را براى خير و نيكى خالص كردن شيوهء فرشتگان مقرّب است و اختصاص دادن وجود خويش به كارهاى بد بى آن كه در صدد تلافى بر آيد خوى شيطانهاست ، و بازگشت به خوبى پس از وقوع در بدى ضرورى آدميان است . بنابر اين هر كس وجود خود را وقف خير و نيكى كند در پيشگاه خداوند متعال به منزلهء فرشتهء مقرّب است ، و هر كه آن را به ارتكاب بدى اختصاص دهد در حكم شيطان است ، و كسى كه با بازگشت به خير و نيكى شرّ و بدى را تلافى كند در حقيقت انسان است . براى اين كه در سرشت انسان دو آميزه به هم پيوند يافته و دو خوى قرين هم شده است ، چه هر انسانى مصحّح و تعيين كنندهء نسب خويش است ، يا به فرشته منسوب است و يا به آدم و يا به شيطان . تا به خدا بازگشت مىكند به سبب ملازمت حدود انسانيّت بر صحّت نسب خود تا آدم اقامهء برهان كرده ، و آن كه بر طغيان و سركشى اصرار مىورزد نسب شيطانى خود را به ثبوت رسانيده است . امّا اين كه انسان بتواند خير محض باشد تا نسب خود را به فرشتگان برساند امرى است كه از حدّ امكان بيرون است ، زيرا شرّ و بدى در سرشت آدمى به سختى عجين شده است و رهايى از آن تنها با يكى از دو آتش پشيمانى يا آتش دوزخ امكان پذير مىباشد . از اين رو سوزش آتش در خالص گردانيدن انسان پليديهاى شيطان ضرورى است . اينك بر تو است كه كمترين شرّ را انتخاب كنى ، و پيش از آن كه بساط اختيار تو بر چيده شود و به سراى اضطرار كشانيده شوى آتش سبكتر بشتابى ، چه سراى اضطرار يا بهشت است يا دوزخ . چون توبه در عرصهء دين از چنين موقعيّتى برخوردار است لازم است در سرآغاز بخش منجيات قرار داده شود و ضرورى است حقيقت و شروط و اسباب و علامات و ثمرات و آفات مانع از تحقّق آن را شرح دهيم ، و داروها و چاره سازيهايى كه توبه را